|
مرتضي حيدري آل كثير در ارديبهشت ماه سال 1362 در روستاي حر رياحي از توابع شهرستان شوش دانيال به دنيا آمد. وي در سالهاي مياني دبيرستان با شعرهاي ناب شاعر سخنسراي ايران زمين، حافظ شيرازي، روح خود را آشنا كرده و با از بر كردن تعداد زيادي از اشعار اين شاعر پارسيگو، وزن شعر را ملكه ذهن خود نمود.
نخستين شعرش را همان سالها و در روزهاي دهه فجر سرود. حيدري آل كثير در خصوص گام نهادن در وادي شعر و شاعري خود اينگونه بيان ميكند: «ادبيات و آشنايي با ادبيات بصورت تخصصي نقطه عطفي در زندگي من بود، من وارد دنياي جديدي شدم كه يك سر آن به حافظ و سر ديگرش به دنياي شعر و شاعري امروز وصل بود.»
اين آشنايي و اين شور و اشتياق سبب آشنايي بيشتر شاعر جوان خوزستاني با ادبيات ديگر نقاط جهان و مخصوصاً ادبيات مقاومت عرب گرديد و دنياي جديد ديگري را در پيش روي خود گشوده يافت، دنيايي كه در آن محمود درويش از مقاومت و انتفاضه سنگها، كلماتش به رقص ميآيند و نزار قباني و نازكالملائكه از عشق و مستي سخن ميگويند.
او خود را از دريچه بيدل سروده و كلماتش را تا حدودي از مجراي ادبيات عرب گذرانده است. ضمن اينكه شاعران بزرگ معاصري همچون حسين منزوي، قيصر امينپور، بهمني و ميرشكاك تأثير زيادي در باروري زبانيش داشتهاند.
حيدري آلكثير در مورد كسب شعرياش ميگويد: «به قول سيد حسن حسيني "يك شاعر خوب از خدا الهام ميگيرد و يك شاعر معمولي از يك شاعر خوب"، نميخواهم بگويم كه چه شاعري و در چه سطحي هستم، اما هميشه سعي كردهام خودم باشم. البته به اين معني نيست كه تأثير نپذيرفتهام، چراكه هيچ شاعري نميتواند اين ادعا را داشته باشد كه فرديت خود را دارد و مربوط به هيچ سبكي نيست.»
حيدري آل كثير خود را در قالبهاي شعر فارسي از رباعي گرفته و غزل و مثنوي تا شعر سپيد و نيمايي و تركيببند، كار كرده است اما ديگران وي را به عنوان شاعر غزلسرا ميشناسند.
او طبع شعري خود را در حوزه دفاع مقدس آزموده و تا كنون موفقيتهاي چشمگيري را در اين زمينه به دست آورد. به عقيده وي شعر دفاع مقدس يا در اصل شعر مقاومت ايران با وجود كنگره هر سالهاش سال به سال پر بار تر ميشود. مسلماً شاعران جواني كه در اين راه قلم ميزنند، توانستهاند فضاهاي جديدي را تجربه كنند. اما چيزي كه آسيب اين حركت را نمايان ميكند سرودن مشابه شاعران و فقدان يك استراتژي يا جهانبيني مشخص در ادبيات مقاومت است. يك جهانبيني مشخص از مهمترين ويژگيهاي يك شاعر مقاومت است. به هر حال با تمهيدات خاصي كه بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس در چاپ كردن كتاب شاعران و نويسندگان دارد، روز به روز شاهد شكوفايي اين ادبيات هستيم.
در حال حاضر حيدري آلكثير فعاليت خود را تنها به شعر و شاعري محدود نكرده است وي غير از شعر، خود را درگير ترجمه شعرهاي عربي و نيز همكاري با مجلات تخصصي شعري كشور نموده است.
نخستين اثري كه از حيدري آلكثير به چاپ رسيده است كتاب شعر "سرفه خونين تفنگي در باد" است كه در حوزه ادبيات مقاومت و دفاع مقدس منتشر شده است. او در مورد اين كتاب كه با حمايت بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس انتشار يافته، ميگويد: «قصد من از چاپ كتاب اين بود كه خود نيز به صورت مستقيم در ادبيات مقاومت كشورم مشاركت داشته باشم و جسارتهاي زبانيام را در اين راه به كار ببندم.»
دومين كتاب وي با عنوان "خورشيد در عباي تو پيچيده است" ميباشد كه توسط انتشارات آرام دل در 2 هزار نسخه و با موضوع 14 معصوم( ع) به چاپ رسيده است.
وي در حال حاضر دو مجموعه عاشقانه- اجتماعي به نامهاي "كبوتري بر شانهجهان" و "دير آمدي بهار" كه هر دو به ترتيب توسط انتشارات سوره مهر و تكا در دست چاپ ميباشند.
حيدري آل كثير با توجه به تونمديهايي كه از خود در عرصه شعر به نمايش گذاشته است مورد توجه محافل شعر و شاعري و ارگانهاي مربوط بوده است به گونهاي كه در مدت كوتاهي توانسته مقامهاي زيادي چه در سطح استاني، كشوري و بينالمللي اخذ نمايد. او در جشنوارههاي زيادي شركت كرده و مقامهاي زيادي كسب نموده است كه شامل كنگره هاي دانشجويي هم است. خودش از مقامهايي كه به دست آورده ميگويد: «البته اين افتخار چندان زيادي نيست اينكه مقام اول يا چندم يك جشنواره را كسب كنم، چون اعتقادي به داوري شعر ندارم و اگر شركت كردم به اين دليل بود كه در جريان شعر معاصر باشم و با دوستان جديدي آشنا شوم.»
حيدري آل كثيردر 20 كنگره دانشجويي مقامهاي اول تا سوم را در طي اين دو سه سال اخير كسب كرده و در كنگرههاي شعر غير دانشجويي همچون كنگره بين المللي فجر و نبوي مشهد جزو برگزيدگان بوده است.
جايزه قدس سال 1386 در ايلام و دفاع مقدس «قيصر امين پور» در كرمانشاه در سال 84 وهمچنين نفر اول كنگره شعرو داستان فلك الافلاك در خرم آباد و برگزيده شده در كنگره شعر بندر عباس از مهمترين فعاليتها و مقامهايي است كه وي اخذ نموده است.
نمونه اي از شعر او را مي خوانيم:
*ناگهان سرفه خونين تفنگي در باد *
كلبه ميسوخت درونش هيجان نان را
برف ميريخت، سراشيبي كوهستان را
چنگ ميبرد به گيسوي درختان طوفان
باد! خورد آتش بيرونق جنگلبان
بر سر و روي درختان نفسش را پاشيد-
برف! طوري كه بگيرند به بر مهمان را
بايد اين همهمه مربوط به فصلي باشد-
كه پر از «طي نشدن» خواسته كوهستان را
خرس! تقديم به گل كرده رد پايش را
گرگ همدم شده با واهمهاي«چوپان» را
شب و اين سورتمهراني كه به شك ميبيند
در فضا پنجرهاي روشن و آويزان را
داركوبي كه پر از عقربههاي صوتيست
و پلنگي كه فرو برده به يخ دندان را
لابد از وضع طبيعت همه راضي هستند
مگر آن روز كه اين چرخش سرگردان را...
« ناگهان سرفه خونين تفنگي در باد» -
رد شد از چند پرنده بگيرد جان را
رنگ پرچين بپرد باز كه اين وحشت گنگ
رم دهد دستهاي از آهوي بيسامان را
آه اين سرفهچه درديست؟ كه حتي جنگل –
وحشت از وحشت آن كرده كه تا انسان را...
|